<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سینما در 30نما</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/</link>
<description>نقد فیلم های سینمایی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 19 Nov 2009 16:08:44 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نقد فیلم منطقه ی 9(district 9)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;نام فیلم:منطقه ی ۹&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلمنامه:نیل بلوم کمب.تری تادچل&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بازیگران:شارلتو کوپلی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کارگردان:نیل بلوم کمب&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG src=&quot;http://filminbusan.files.wordpress.com/2009/10/district-9.jpg&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم منطقه ی 9 ساخته ی کارگردان جوان 30 ساله اهل افریقای جنوبی نیل بلوم کمب به تهیه کنندگی پیتر جکسون را می شود جزو بهترین کارهای سال 2009 دانست.فیلم علمی تخیلی کاملا متفاوت با دیگر همتا یا نش.این  فیلم با بودجه ی بسیار کم (30 میلیون دلار)ساخته شد ولی فیلم بسیار پربار و جذابی از کار درآمد و باز هم این را ثابت کرد که حتما برای ساختن یک فیلم خوب نیاز به امکانات بالا و بودجه ی سنگین نیست.چه بسا بسیاری از فیلم های پرهزینه با این که در گیشه هم موفق هستند واقعا فاقد ارزش هستند فیلم هایی که نظیرش امسال هم بود:(تغییر شکل دهندگان و یا خیزش کبری و....).&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تفاوت های این فیلم را با دیگر فیلم های این ژانر می توان از چند جهت بررسی کرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;1.اولین نکته ی قابل تامل نوع ساخت این فیلم است که کاملا با دیگر فیلم های علمی تخیلی و فضایی متفاوت بوده است و ان هم فیلم برداری روی دست و ساخت مستند گونه ی فیلم است که در نوع خودش بسیار جالب است .معمولا کارگردانان برای این که فیلم را واقعی جلوه دهند و کاری کنند که تماشاگر از عمق حادثه داستان را دنبال کند این گونه فیلمبرداری را انتخاب میکنند که کاربرد بیشتر ش هم برای فیلم های اجتماعی است فیلم ها یی نظیر(نیروی ویژه و شهر خدا و...) داستان این فیلم با این که یک داستان تخیلی است ولی این کار باعث شده داستان ملموس و واقعی جلوه کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;2.این دفعه بر خلاف خیلی از فیلم ها که بیگانگان بعد از 15 یا 20 دقیقه از فیلم وارد کره ی خاکی می شوند داستان از جایی شروع می شود که بیگانگان مدت هاست که در کره ی خاکی هستند و داستان نبرد بین انسان ها و بیگانگان نیست حتی این بار این بیگانگان هستند که یک جوری اسیر دست انسان ها شده اند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;3.نکته ی جالب دیگر این که بالاخره بیگانگان به شهر های امریکا نظیر نیویور ک یا لس انجلس شیکاگو و... نرفتند بلکه اون ها در حومه ی شهر یوهانسبرگ در افریقای جنوبی هستند و فیلمساز از این مقوله&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; استفاده کرده و اشاره هایی به مسلئه ی تبعیض نژادی در این کشور هم کرده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;4.نکته ی دیگر مربوط به موجودات بیگانه می شود که بر خلاف خیلی از فیلم ها که موجودات یا خونخوارو ادم کش هستند و یا خوب ان ها نه خیلی بد هستند نه خیلی خوب و وجهی انسان گونه و خاکستری به ان ها داده است که از جهاتی به جامعه ی انسانی نزدیک ترند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;داستان فیلم در مورد سفینه ی فضایی که سال ها قبل در اسمان یوهانسبرگ قرار گرفته بود و انسانها توانسته اند به ان راه پیدا کنند و با موجودات ای که در حال نابودی بودند مواجه می شوند و ان ها را در منطقه ای به نام منطقه ی 9 اسکان می دهند و حالا بعد از گذشتن  چندین سال به علت اعتراض ها قصد دارند ان هار ا به مکان دیگری انتقال بدهند.سازمانی که مسئول این کار هست(ام.ان یو.) شخصی را مسئول این کار میکند که از بیگانگان برای تخیله ی خانه ها یشان امضا بگیرد ولی او در حین ماموریت دچار یک بیماری ژنتیکی می شود و کم کم بدنش به بدن بیگانگان تغییر شکل پیدا میکند.از طرفی بیگانگان سلاح هایی دارند که فقط میتوانند خودشان استفاده کنند برای همین او که یک دست اش کاملا تغییر کرده را به ازمایشگاهی می برند تا ببیند می تواند سلاح بیگانگان استفاده کند. او موفق به فرار می شود و به منطقه ی 9 میگریزد! جایی که فکر میکند یکی از بیگانگان می تواند به او کمک کند از طرفی سازمان ام.ان یو. به دنبال او است و.....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در فیلم شباهت های بین سازمان ام.ان.یو و سازمان ملل هست البته نمیشود به طور قطعی این را گفت.ام.ان.یو در ظاهر کار خیر خواهانه ای در قبال بیگانگان انجام داده است ولی در واقع نیت ان ها تحقیقات ژنتیکی روی بیگانگان ان هم برای این که بفهمند چه طور می شود سلاح های ان ها را به کار انداخت.در واقع فیلم منطقه ی 9 یک فیلم سیاسی اجتماعی و انتقادی با ظاهر فیلم های علمی تخیلی است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در این فیلم به مسائل حاشیه نشینی فقر و سو استفاده ی کارخانجات اسلحه سازی و به استثمار کشیده شدن انسان ها اشاره های واضحی شده است و این که انسان می تواند خطرناک ترین موجود برای خودش باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کارگردان از بازیگران معروفی استفاده نکرده است ولی همه ی بازیگران به خوبی از ایفای نقششان بر امدند خصوصا بازیگر نقش اول (شارلتو کوپلی) که به زیبایی هر چه تمام تر بازی میکند.از نکات قوت فیلم فیلمبرداری عالی ان است که به زیبایی حس در داخل ماجرا بودن را به بیننده می دهد و با این که روی دست هست ولی صحنه های اکشن به خوبی گرفته است و تماشاگر سر در گم نمی شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نیل بلوم کمب نشان داد که استعداد بالایی در فیلمسازی دارد البته خیلی ها چون این فیلم به تهیه کنندگی پیتر جکسون هست فیلم را به او نسبت می دهند ولی خود پیتر جکسون اظهار داشته است که هیچ دخالتی در ساخت فیلم نکرده است و بلوم کمب کاملا در ساخت فیلم ازاد بوده است.این فیلم اولین فیلم بلند سینمایی او است و قبل از این چهار فیلم کوتاه ساخته بود.این فیلم توانست نظر خیلی از منتقدان را جلب کند و همچنین در گیشه نیز موفق بود همچنین تواست با امتیاز 8.4 در سایت (ای.ام.دی.بی) رتبه ی 88 را کسب کند.امسال بر خلاف سال پیش زیاد سال خو سینمایی نبود و فیلم های خوب خیلی کم بودند و منطقه ی 9 جزو فیلم های خوب امسال بود برای همین تماشای ان را اصلا از دست ندهید.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 16:08:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد فیلم سفر ستاره ای(sta trek)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;نام فیلم :سفر ستاره ای&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;کارگردان:جی جی ابرامز&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلمنامه:روبرت اورسی .الکس کرتزمن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بازیگران:کریس پن.اریک بانا.لئوناردو نیموی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.aceshowbiz.com/images/still/star_trek_poster05.jpg&quot; width=529 height=784&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;اولين&lt;/B&gt;&lt;B&gt; جمله اي که در ارتباط با اين فيلم مد نظر مي ايد اين است که اصلا چرا اين فيلم ساخته شده&lt;/B&gt;&lt;B&gt; است&lt;/B&gt;&lt;B&gt;.سري فيلم هاي سفر ستاره اي هيچ وقت ان چنان محبوبيتي هم نداشته و ساختن يک فيلم ديگر ان هم باز سازي اولين فيلم اين مجموعه خيلي عجيب بوده است؟اين فيلم ساخته ي جي جي ابرامز(ماموريت غير ممکن ? و مجموعه ي گمشدگان&lt;/B&gt;&lt;B&gt;  lost) است.بر خلاف سريال گمشدگان که کشش بالايي دارد اين فيلم هيچ کششي ندارد و يک فيلم طولاني ملال اور است .داستان فيلم خيلي خيلي ضعیف و پیش پا افتاده است و قابل پيش بيني(شما در هر صحنه مي توانيد صحنه هاي بعدي را حدس بزنيد و البته همان اول فيلم ميتوانيد اخر فيلم را به درستي حدس بزنيد!!!). اگر شما حتي در وسط فيلم بريد خريد هم بکنيد و دوري هم با دوستانتان بزنيد و اخرش بر گردين مطمئن باشيد چيزی را از دست نداديد.شخصيت پردازي فيلم بسيار ضعيف طوري که اصلا نمي توانيد با هيچ يک از اين شخصيت است  همذات پنداري کنيد  و یا  حداقل کمی سرنوشت ان ها براتون مهم باشد.متاسفانه در اين فيلم حتي صحنه هاي اکشن نيز بدون هيجان و ضعيف هست و اگر داستان خوبي را مشاهده نمی کنید نمی توانید دلتون را به اين صحنه ها خوش کنيد.وقتی در این ژانر شاهکارهایی مثل سری فیلم های جنگ ستارگان (جرج لوکاس)است دیگه اصلا چرا باید دور این فیلم ها رفت حتمااین توصیه را جدی بگیرید و از این فیلم دوری کنید!!!&lt;/B&gt;.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 20:42:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدی بر فیلم مرا به جهنم بکش(drag me to hell)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;نام فیلم:مرا به جهنم بکش&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کارگردان:سام ریمی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلمنامه:سام ریمی و ایوان ریمی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بازیگران:الیسون لومان.جاستین لنگ.لرنا ریور.دیلیپ راو&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://10film.ir/images/newspost_images/drag-me-to-hell-poster-560x829.jpg&quot; width=560 height=829&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم مرا به جهنم بکش اخرین ساخته سام ریمی و بازگشت او به ژانر مورد علاقه ی او  ژانر وحشت است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سام ریمی در ایران بیشتر به خاطر سری فیلم های مرد عنکبوتی معروف است ولی باید گفت که این کارگردان در گذشته بیشتر در حیطه ی وحشت فیلم می ساخته  فیلم هایی نظیر :سرزمین مرگان 1  و 2ارتش تاریکی و.......... و جالب این که در فهرست 10 فیلم ممنوعه که منتقدین معرفی کردند  دو تا از ان ها را سام ریمی کارگردانی کرده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;(&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;1&lt;/FONT&gt;.پرتقال کوکی :کوبریک&lt;FONT color=#00ff00&gt;2&lt;/FONT&gt;.کشتار با اره برقی در تگزاس:تاب هوپر3.جن گیر:ویلیام فرید کین4.زندگی برایان:تری جونز5.اخرین تانگو در پاریس:برناردو برتولوچی6.در جبهه غرب خبری نیست:لوئیس مایلسون7.کالیگولا:تنتو برای8اخرین خانه سمت چپ:سام ریمی9وسوسه ها:تاد بروننگ1..شیطان مرده:سام ریمی&lt;/FONT&gt;).&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مرا به جهنم بکش فیلم خیلی ترسناکی نیست ولی فیلم دارای ضرباهنگ بالا و تنش زیادی است که هیجان زیادی دربیننده ایجاد میکند.  و می شود گفت این فیلم موفق ترین فیلم این کارگردان در این ژانر نیز هست.سام ریمی  از جلوه های ویژه ی زیادی استفاده نکرده است و به جای ان به سبک قدیم از گریم و ماسک استفاده کرده و همین باعث ایجاد هیجان بیشتری در فیلم شده است و به زیبایی فیلم خیلی کمک کرده(تقریبا از مصنوعی شدن فیلم جلوگیری کرده است). کارگردانی بسیار زیبایی را در بعضی صحنه از سام ریمی  مشاهده می کنیم (مثل صحنه ی پارکینگ)که نشان از تسلط او بر کارش هست.  چیز دیگری هم که در این فیلم پیداست در این فیلم هم ریشه هایی از طنز سام ریمی وجود دارد.سام ریمی در فیلم های ترسناک  و جدی لحظاتی اگر چه خیلی اندک طنز ظریف ای را هم در فیلم میگنجاند &lt;BR&gt;(صحنه ی ملاقات دختر با خانواده ی طنز بسیار جالبی را داشت).&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در این فیلم دو نکته ی قابل توجه هست که باعث موفقیت این فیلم و پیشی گرفتن از فیلم ها یی نظیر ان  این است که در فیلم بر خلاف تولیدات زیادی که این اواخر به اصطلاح در این ژانر به نمایش در آمده اند و فقط دارای صحنه ای چندش آور و تکه تکه شدن هستند در این فیلم از این صحنه ها خبری نیست ( به نظر  میرسد خیلی از فیلمسازان چون قادر نیستند به درستی از موسیقی فیلمبرداری و... و یک کارگردانی خوب  برای ساخت یک فیلم خوب استفاده کنند به جای ان صحنه های قصابی را در فیلم می آورند که جز به هم زدن حال بیننده هیچ حس دیگری ایجاد نمی کند) سام ریمی  واقعا در ایجاد تعلیق و هیجان موفق بوده و بیننده را به خوبی درگیر فیلم میکند و از تمام ابزار خود به درستی استفاده کرده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; نکته ی دیگر سام ریمی در ایجاد حس همذات پنداری بیننده با شخصیت اول داستان موفق بوده است معمولا در این فیلم ها شخصیت پردازی خیلی خوب نیست و وقتی شخصیت پردازی خوب نباشد هر چه قدر هم که تلاش شود تا صحنه های رعب آور ساخته شود باز هم زیاد در بیننده حس ترس ایجاد نمیشود چون سرنوشت کاراکتر برای او مهم نیست ولی وقتی شخصیت های فیلم برای او مهم باشد با داستان کاملا ارتباط بر قرار میکند.و خود در سرنوشت ان ها شریک میبیند و همین باعث ایجاد هیجان بیشتری در او میشود و او را تا اخر فیلم روی صندلی نگه میدارد.داستان فیلم مرا به جهنم ببر هم داستان سرراست ای است داستان یک نفرین!!!و تلاش شخص برای باطل کردن ان .با این که داستان ساده و همین طور تکراری ولی سام ریمی توانسته داستان را طوری روایت کند که تازگی داشته باشد.یکی از صحنه های جالب در این فیلم صحنه ای است که دختر توست یک صلیب ازمرگ نجات پیدا میکند.شخصیت اول هیچ وقت برای رهایی از طلسم دعا نمیکند و همش به دنبال راه های دیگری است و حتی بعد ز این ماجرا هم متوجه نمیشود!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سام ریمی قصد ساختن یک فیلم ماورا مذهبی ترسناک که این اواخرمد شده را نداشته ولی با همین صحنه ی کوچک نیز به مذهب اشاره ی جالبی میکند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;گریم و معدود صحنه هایی که جلوه های ویژه داشتند همه بی نقص از کار درامده اند و بازگیری هم عالی بود.شخصیت اول به خوبی انتخاب شده خصوصا از لحاظ چهره (داری چهره ی معصوم و ساده ای هست که در ایجاد حس همذات پنداری خیلی کمک میکند).&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در مجموع این  فیلم از فیلم های موفق امسال و تا اینجا موفق ترین فیلم در ژانر خودش بوده است که همه  را خصوصا طرفداران این ژانر کاملا از دیدنش لذت می برند.,&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 14:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی فیلم شرایط موجود(state of play)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;نام فیلم:شرایط موجود&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کارگردان:کوین مک دونالد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلمنامه:متیو مایکل کارناهان.تونی گیلری.بیلی ری&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بازیگران:راسل کرو.بن افلک.هلن میرن.ریچل مک ادامز&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.collider.com/uploads/imageGallery/State_of_Play/state_of_play_movie_poster.jpg&quot; width=529 height=784&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم شرایط موجود را کوین مک دونالد(اخرین پادشاه اسکاتلند) کارگردانی کرده است.شرایط موجود فیلمی است در رابطه ی ارتباط مطبوعات با سیاست و همین طور جامعه.نقش مهمی که مطبوعات در نشان دادن خبرهای درست و یا دروغ می تواند ایفا کند و همچنین سو استفاده های که بعضی اشخاص میکنند و یا بالعکس استفاده ای که بعضی از مدیران روزنامه ها با چاپ خبرهای جنجالی که موسخ هم نیست برای فروش بیشتر میکنند و نقش مهم خبرنگاران در جامعه و شرافت کاری که باید خبرنگاران داشته باشند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دو کاراکتر خبرنگار در این فیلم کال(راسل کرو) و دلا(ریچل مک ادامز) دو خبرنگار از دو نسل متفاوت هستند.کال متعلق به نسل ای است که هنوز به کاغذ و قلم اعتقاد دارند و ارتباطی با دنیای  اینترت  و وبلاگ ندارند او همیشه قلم همراه خودش دارد  و در جایی از فیلم می گوید:من 15 ساله تو این کارم و هنوز دارم از کامپیوترهای 16 سال پیش استفاده میکنم.در مقابل دلا خبرنگار جوان کم تجربه ولی با استعداد و پر تلاش که سرو کار او با وبلاگ و دنیای اینترنت هست.این دو در کنار هم قرار میگیرند تا حقیقت چند تا جنایت که به مقامات بر میگردد را پیدا کنند . در این ضمن یک رابطه ی استاد و شاگردی هم بین ان ها به وجود می اید.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم شرایط موجود با این که فیلم پر دیالوگ ای هست توانسته کشش خوبی در تماشاگر ایجاد  کند و همین نشان میدهد که کوین مک دونالد موفق بوده است او با نوع روایت و ساخت فیلم توانسته ضرباهنگ فیلم را بالا نگه دارد و از سقوط فیلم در ورطه ی ملال و کندی جلوگیری کند چیزی که در خیلی از فیلم های این دست به وجود میاید و تماشاگر از فیلم زده میشود ولی در این فیلم بیننده به راحتی تا اخر فیلم داستان را دنبال میکند.یکی دیگر از نقاط قوت فیلم دیالوگ های با مزه و زیبایی هست که بعضا از زبان کاراکتر های فیلم خصوصا کال و کامرون(هلن میرن)بیان میشود&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شرایط موجد فیلم بزرگی نیست ولی فیلم خوبی هست و ارزش دیدن را دارد.خصوصا که شاهد بازی های خوبی هم در این فیلم هستیم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;راسل کرو مثل همیشه به خوبی ایفای نقش کرد بهطوری که گاهی فراموش میکردیم او راسل کرو است و فقط کال خبرنگار را میدیدم ولی به نظر میرسد اضافه وزن راسل کرو مشکلاتی را هم برای او به وجود اورده در این فیلم زیاد صحنه های درگیری برای او نبود و این اواخر هم با ریدلی اسکات در سر فیلمبرداری رابین هود به خاطر همین اضافه وزن مشکل داشته است.امیدوارم او دوباره به شرایط ایده ال جسمانی برگردد چون ممکن است نتواند دیگر در هر نقشی بازی کند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بن افلک  بلاخره در نقشی که استحقاق بازی داشت ایفای نقش کرد.او بازیگر توانایی هست ولی به اعتقاد خیلی ها بد سلیقه هست و در خیلی فیلم ها نباید بازی میکرده(در بد سلیقه ایش همین بس که یه مدت نامزد جنیفر لوپزبود!!!!!!).او توانایی های خوبی مثل دوستش مت دیمون در بازیگری دارد ولی مت دیمون با انتخاب های درست خودش را به تراز اول بازیگری رساند ولی بن افلک  نتواست.او در این فیلم ثابت کرد که اگر نقش درستی را بازی کند به خوبی از عهدش بر میاید.البته او یک تجربه ی کارگردانی خیلی موفق را هم در سال 2007 با فیلم (رفته عزیزم رفته.)داشت که تحسین خیلی از منتقدین را برانگیخت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هلن میرن و ریچل مک ادامز هم خیلی روان و خوب بازی کردند.به نظر برای هلن میرن نقشی نباشد که از عهدش بر نیاید&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;امتیاز بعضی از منتقدان: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;راجر ایبرت:***&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مایکل فیلیپس:۲/۱***&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اوون گلیبرمن:***&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جیمز براندینلی:***&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پیتر تراوز:***&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 11:31:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد فیلم رستگاری نابودگر(ترمیناتور 4)Terminator Salvation</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;نام فیلم&lt;/FONT&gt;:رستگاری ترمیناتور&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;فیلمنامه&lt;/FONT&gt;:جاناتان دی برانکاتو.مایکل فریس&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;بازیگران&lt;/FONT&gt;:کریستین بل.سام وورنینگتون.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;کارگردان&lt;/FONT&gt;:مک جی&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.bscreview.com/wp-content/uploads/2009/04/terminator_salvation_poster7.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;چهارمین فیلم از مجموع فیلم های ترمیناتور هم ساخته شدولی ترمیناتور(رستگاری ترمیناتور) هم در داستان و هم در فضای فیلم تفاوت هایی با سه فیلم قبلی دارد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;اولین و دومین قسمت این مجموعه را کارگردان بزرگ جیمز کامرون ساخت.قسمت اول ترمیناتور فیلم خوبی بود ولی ترمیناتور با قسمت دوم بود( روز داوری) بود  که در دنیا معروف شد و این فیلم بر سر زبان ها افتاد.در ان سال جلوه های ویژه ای که در فیلم به کار رفته بود و ساخت فیلم واقعا خیلی جلوتر از زمان خودش بود و الان هم بعد از گذشت تقریبا 19 سال  و ساخت انواع فیلم هایی که جلوه های ویژه عظیمی دارند و پیشرفت خارق العاده ی سینما هنوزم جلوه های ویژه اش برای ما کهنه  به نظر نمی رسد.ترمیناتور 2(روز داوری) بهترین فیلم  ارنولد شوارتزینگر در تمام دوران بازیگری اش نیز بود.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;قسمت سوم ترمیناتور(رستاخیز ماشین ها) بعد از گذشت 12 سال به کارگردانی جاناتان موستوو ساخته شد که بسیار ضعیف تر از دو قسمت قبلی اش بود و اصلا نتوانست موفقیت دو فیلم قبلی اش را تکرار کند و به نظر می رسید دیگر این سه فیلم دنباله ای نداشته باشد ولی قسمت چهارم این در سال 2009 اکران شد.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;داستان ترمیناتور این طور شروع شد که در قسمت 1 ماشین ها از اینده ربات نابودگر(با بازی ارنولد شوارتزینگر) را به گذشته می فرستند تا شخصی به نام سارا کانر را از بین ببرد تا فرزند او جان کانر که در اینده رهبر انسان ها در مبارزه با ماشین ها می شود جلوگیری کند.از طرفی شخصی هم از اینده به نام کایل نیس(با بازی مایکل بین) به گذشته می اید که از سارا کانر محافظت کند که بعدا معلوم می شود این شخص توسط خود جان کانر به گذشته فرستاده شده است تا هم از مادرش محافظت کند و هم خودش را به دنیا اورد.درواقع کایل نیس پدر جان کانر است!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;در داستان دوم میبینیم که جان کانر بزرگ شده و تحت حمایت خانواده ای است و سارا کانر هم دراسایشگاه روانی بستری است.دوباره ماشین ها ربات دیگری که پیشرفته تر هست به نام t-1000 (با بازی  رابرت پاتریک) را به گذشته می فرستند تا این دفعه جان کانر نوجوان را  نابود کند.جان کانر هم برای محافظت از خودش ربات ای را به گذشته می فرستد (ارنولد شوارتزینگر که این بار در نقش مثبت بازی کرد).این دفعه هم ماشین ها موفق نمی شوند جان کانر را نابود کنند.جیمز کامرون موفق شده بود یک فیلم کاملا نفس گیرو پر کشش را بسازد که خیلی از منتقدین عقیده داشتن از نظر منحنی کشش شاید مجموعه فیلم های ایندیانا جونز اسپیلبرگ به این فیلم برسد.این موفق شد چهار جایزه اسکار(بهترین جلوهای ویژه و گریم وبهترین صدا و تدوین صدا )را کسب کند و در دو بخش فیلمبرداری و تدوین نامزد شود.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;در سومین فیلم از این سری جان کانر(نیک استال) جوان تر شده و مادرش از دنیا رفته است این بار هم ماشین ها ربات پیشرفته تری را به گذشته می فرستند که دفعه بر خلاف دو فیلم قبلی این ربات یه زن است.ربات T-X (با بازی کرییستانا  لوکن) و جان کانر نیز دوباره ربات ای را برای محافظت از خودش به گذشته می فرستد (ارنولد شواتزینگر) .جان کانر و دوستش کیت در اخر نجات پیدا میکنند  ولی روز موعود می رسد و ماشین ها رستاخیز میکنند ....&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;چهارمین قسمت از این مجموعه را اگر بخواهیم از لحاظ داستان با سه داستان قبلی بسنجیم داستان در زمان حال هست زمانی که انسان ها با ربات ها وشبکه ای به نام اسکای نت(شبکه ی اسمان) در نبرد هستند و هنوز جان کانر(در این قسمت نقش جان کانر را بازیگر توانا کریستین بل بازی میکند) رهبر کل مقاومت نشده و جان کانر با توجه به حرف هایی که مادرش برای او از گذشته ضبط کرده به دنبال جوان به نام کایل نیس هست که بعدا او را به گذشته می فرستد تا از مادرش محافظت کند و او را  به دنیا اورد.کایل نیس در واقع همان کایل نیس و پدر جان کانر در قسمت اول (مایکل بین) است.و داستان در زمانی هست که هنوز نه ماشین ها نه جان کانر کسی را به گذشته نفرستادند در این فیلم شخص دیگری نیز حضور دارد که نقش اساسی در این فیلم دارد و در واقع هسته ی اصلی فیلم نیز او هست.متهمی به نام مارکوس رایت(با بازی سام وورنینگتون) که در سال 2003 قبول می کند که روی او ازمایش هایی انجام گیرد ولی او بعدا در اینده در زمانی که ربات ها با انسان ها درگیر جنگ هستند بیدار می شود.مارکوس بعدا اتفاقی کایل نیس  جوان را می بیند و با هم درگیری هایی با ربات ها پیدا میکنند ولی بعدا کایل توسط ماشین ها به اسارات گرفته می شود و مارکوس هم نمی تواند او را نجات دهد.مارکوس بعدا با یکی از اعضای مقاومت زنی به نام بلیر ویلیامزاشنا می شود و جان او را هم نجات می هد بلیر او را به جای جان کانر می برد ولی در راه مارکوس زخمی میشود و وقتی بیدار می شود می بیند که به زنجیر کشیده شده است.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;بدن مارکوس مثل بدن یک ربات شده است و جان کانر فکر میکند او از اینده امده مثل بقیه ربات ولی مارکوس می گوید من از گذشته هستم وانسان. مارکوس به جان میگوید که کایل را دیده است و می تواند او را پیدا کند و جان را به کایل برساند و ...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;اخر معلوم می شود اسکای نت(شبکه ی اسمان) تصمیم گرفته این دفعه از خود انسان ها کسی را برای نابودی جان کانر انتخاب کند و انسانی را از گذشته به اینده میفرستند. مارکوس به صورت ناخواسته جان کانر را به پایگاه ماشین ها می کشاند .ولی چیزی که ان ها فکرش را نکرده بودند این بود که مارکوس انسان هست و انسایت فراتر از جسم هست. در فیلم چند بار به قلب مارکوس اشاره میشود تنها چیزی که از بدن انسانی او باقی مانده است چیزی که هیچ ماشینی ندارد و مارکوس بر خلاف تصورات ماشین ها باعث نجات جان کانر می شود وجان کانر نیز برای نجات مارکوس جان خودش را به خطر می اندازد و زخمی میشود.فیلم نشان میدهد که انسانیت با این کارها مشخص می شود و انسانیت در روح و در قلب ما هست نه در جسم های ما. مارکوس کاری را میکند که ماشین ها فکرشو نمیکردن چون ماشین ها انسان نیستند و وقتی انسانی بر اساس قلبش کار کند نه مغزش هیچ ماشینی قادر به  پیش بینی اش نیست.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;مارکوس در اخر نیز قلب خودش را به جان کانر که قلبش زخمی شده بود اهدا میکند (به نظر می رسد که این تقدیر بوده که این قلب از گذشته حفظ شود تا به جان کانر برسد) و جان نیز کایل جوان را پیدا میکند.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;داستان فیلم خوب جلو میرود ولی در فیلمنامه حفره هایی هم هست مثلا دقیقا مشخص نمی شود که دقیقا چه طوری مارکوس تمام این سال ها خواب بوده یا نحوه ی نفوذ جان کانر به شهری که کنترل شدیدی ماشین ها روی ان دارند ولی با این وجود داستان فیلم میتواند ببینده را تا اخر جذب کند.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;کارگردان این فیلم مک جی است (ما مارشال هستیم).کارگردانی اش در این فیلم قابل قبول بوده است و.جلوه ای ویژه و طراحی صحنه بسیار خوب از کار درامده بود و صحنه های اکشن فیلم بدون نقص بودن و با توجه به این که در این فیلم ها در درجه ی اول مهمترین چیز جذب تماشاگر و لذت بردن از فیلم هست مک جی موفق بوده است. ولی چیزی که باعث می شود خیلی ها هنوز هم دو قسمت اول را از لحاظ ساخت از این فیلم بهتر بدونند  له خاطر این است که دو فیلم قبلی در زمانی ساخته شده بود که جلوه های ویژه ای انچنانی در سینما نبود وان ها از این لحاظ شاخص بودن ولی در این سال ها و با این کیفیت جلوه های ویژه شاید جلوه های ویژه ی این فیلم طبیعی به نظر میرسد.فیلم تمام اکشن های ممکن را دارد موتور سواری تیراندازی و.....(راجر ایبرت در این مورد میگوید:انگار شما دارین یه بازی کامپیوتری میکنید بدون این که خودتان کاری انجام دهید).&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;کریستین بل هم مثل همیشه خوب ظاهر شد و جالب این که او در قالب این نقش ها خیلی جا افتاده است(نقش بتمن و یا نقش او در فیلم توازن) ولی بهترین بازی این را سام وورنینگتون ایفا میکند.در جاهایی که او ساکت بود بازی با چهرهاش خیلی خوب بود و به خوبی توانسته بود از عهده ی نقش اش دراید.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;در کل ترمیناتور فیلم قابل قبولی هست و به مراتب از سومین ترمیناتور خیلی قوی تر هست ولی خوب باز هم برای خیلی ها هیچ فیلمی جای ترمیناتور 2(روز داوری )را نمیگرد.فیلم طوری به پایان رسید که این احتمال است که بازهم دنباله ای داشته باشد.در اخر فیلم جان کانر(بل) میگوید:تازه همه چی شروع شده است.این دیالوگ بسیار جالبی است و  واقعا هم  همه چی تازه شروع شده است چون تازه پدر جوانش را پیدا کرده و در سال های بعد او را به گذشته می فرستد و ......!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2009 10:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد فیلم دانا (knowing)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;نام فیلم:&lt;FONT color=#ff0000&gt;دانا(knowing)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;کارگردان:&lt;FONT color=#00ffff&gt;الکس پرویس&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم نامه:&lt;FONT color=#00ffff&gt;رایان داگلاس پرسون و ژولیت اسنودن&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بازیگران:&lt;FONT color=#00ffff&gt; نیکلاس کیج.چاندر کانتر بوری.لارا رابینسون&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.shockya.com/news/wp-content/uploads/knowing_foreign_poster3.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم دانا(knowing به معنای کاردان وبا هوش و زیرک است ولی در اینجا به نظر این معنی بهتر به داستان می خورد.پسوند ing فعل را به اسم تبدیل میکند. و معنی اگاهی برای فیلم درست نیست)ساخته ی&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;الکس پرویس&lt;/FONT&gt; کارگردان فیلم های نظیر شهر تاریک و من روبات است و فیلنامه ی داستان را دو فیلم نامه نویس به نام های&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;رایان داگلاس پرسون و ژولیت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;اسنودن&lt;/FONT&gt; هست.فیلنم نامه ی این فیلم دوباره ما را به یاد ضرب المثل معروف  اشپز که دوتا بشه غذا یا شور میشود یا بی نمک می اندازد و در این جا  غذا خیلی شور شده است.ضعف اساسی این فیلم  در فیلنامه  ی فیلم است.داستان فیلم در اوایل خوب پیش می رود و به نظر می رسید حداقل با یک فیلم ماورایی خوب یا متوسط روبرو هستیم .ولی متاسفانه به دلیل این که فیلم نامه نویسان خودشان نمیداستند دقیقا چه چیز از داستان می خواهند یا (به علت اختلاف )باعث شده اند سوراخ های عظیم ای در فیلم نامه به وجود اید. داستان حرف ها و تئوری های مختلفی را بیان میکند ولی فقط در حد مطرح کردن و بدون این که روی ان ها کار شود و به نتیجه ای حالا چه درست چه غلط برسد. دراوایل فیلم بحث هایی از جبر و اختیارمطرح می شود و شخصیت اول داستان خودش به علت از دست دادن همرش در گیر بین این دو است  (البته همین را هم  به نظر از روی فیلم &lt;FONT color=#00ffff&gt;نشانه ه&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;ا&lt;FONT color=#000000&gt;از&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;ام نایت شیامالان&lt;/FONT&gt; برداشت شده است)و داستانبه هر ترتیبی جلو میرفت و چه بهتر بود که  داستان تااخر رو همین موضوع ادامه داشت و به  نتیجه گیری میرسد .ولی بعد یکدفعه بحث موجودات فضایی وپایان دنیا و...  وارد داستان  می شود. مشخص نیست که فیلنمامه نویسان می خواهند یک فیلم در رابطه با ماورا و مذهب بنویسند یا موجدات فضایی یا پایان دنیا . برای همین داستان تکه تکه شده است یه بار شما احساس میکنید که دارید یه فیلم ترسناک تعلیقی نگاه میکنید یه بار احساس میکنید یه فیلم فضایی  در صحنه های فلم به ماورا و مذهب  مربوط می شود  و صحنه ها پراکنده هستند.از نکات خیلی خیلی ضعیف داستان پایان داستان هست که سر درگمی فلیم نامه نویسان را کاملا نشان میدهد .بردن بچه ها به یه سیاره دیگر و شروع مجدد زندگی از صفر تو یه سیاره دیگر یه چیز هست و ان درخت ای که نشان از درخت ای که ادم میوه ی ممنوعه را از ان خورد و ان دو بچه که به نظر نماد ادم و حوا بدون یه چیز کاملا متفاوت هست و اصلا با داستان فیلم جور در نمی امدند و به نظر فقط میخواستند این چیزها در فیلم باشد.اگر منظور این بود که با پایان دنیا عده ی از انسان ها توسط موجوداتی که معلوم  نیست فضای هستند یا فرشته یا هر چیزی  به یه سیاره دیگر میروند و دوباره زندگی جدید شروع می شود و این چرخه ادامه دار هست  چه لزومی به نشان دادن اون درخت داشته که نشان از بهشت دارد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;الکس پرویس کارگردانی بدی نیست او در فیلم های نظیر شهر تاریک و من روبات کارگردانی خوبی از خود ارائه داده بود در این فیلم نیز کارگردانی او بد نیست و در هر صحنه موفق شده بود که حس و حال اون صحنه را منتقل کند.تکه تکه بودن فیلم به خاطر بدی داستان بود ولی الکس ژرویس این تکه ها را خوب کارگردانی کرده بود خصوصا قسمت های که تعلیق داشت.جلوه های ویژه فیلم هم مثل خیلی از فیلم های این زمان کاملا عالی و خوب درامده بودند ولی این ها برای یه فیلم خوب کافی نیست.میگویند یک کارگردان متوسط با فیلمنامه ی عالی می تواند یه شاهکار بسازد ولی یک کارگردان خوب با یه فیلمنامه ی ضعیف نمیتواند حتی یک فیلم متوسط بسازد.و این فیلم کاملا این حرف را ثابت کرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در مورد بازیگری می رسیم به نیکلاس کیج.باید دیگر اعتراف کرد که به نظر نیکلاس کیج تمام شده است.در این چند سال اخیر نیکلاس کیج در چندین فیلم واقعا ضعیف و ... به صورت مسلسل بار بازی کرد(مرد حصیری .گنجینه ی ملی ۱ و ۲ .روح سوار. بانکوک پر مخاطره.اینده) ک ه هیچ چیزی جز کم شدن شهرتش برای او نداشته اند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;.نیکلاس کیج بازیگری که در اواخر ده ۸۰ فیلمی نظیر بزرگ کردن اریزونا(&lt;FONT color=#00ffff&gt;برادران کوئن&lt;/FONT&gt;) را بازی کرد و در ده نود فیلم های موفقی را در زمینه های اکشن و درام بازی کرده بود و توانسته بود یک بار هم اسکار بگیرد(&lt;FONT color=#00ffff&gt;ترک لاس وگاس&lt;/FONT&gt;) .او که  در اواسط ده  نود در اوج بود از اواسط ده  اول هزاره ی سوم شروع به افت کرد و این افت تا الان یک سال به پایان این ده ماند ادماه دارد.اخر فیلم خوب او (&lt;FONT color=#00ffff&gt;هواشناس)&lt;/FONT&gt; بودو بعد از ان دگیر فیلم خوبی از او ندیده ایم.فیلم های او هیچ موفقیتی نه در گیشه و نه در بین منتقدان داشتن و امتیاز فیلم هایش در سایت معتبر (&lt;FONT color=#ff0000&gt;imdb&lt;/FONT&gt;) هیچ کدام به ۷ نرسیدن که هیچ فیلم مرد حصیری او با امتیاز ۳.۵ یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینما شناخته شد.از نکات دیگر گریم فوق العاده بد نیکلاس کیج در این چند فیلم اخیر است که خیلی توی ذوق می زند.البته نیکلاس کیج در این فیلم خیلی قابل تحمل تر از فیلم های پیشینش بود. شاید هم تمام تقصیر به گردن نیکلاس کیج نباشد چون در این چند سال اخیر دیگر اکشن هایی مانند تغییر چهره هواپمای محکومین  و... از این دست که کیج تبحر خاصی در این فیلم ها داشت ساخته نمیشود .تنها این بحران برای نیکلاس کیج نیست جیم کری کمدین مطرح ده ی ۹۰ هم در این فیلم های اخیر خود چیزی برای نشان دادن نداشته چون دیگه از کمدی هایی از نوع جیم کری ساخته نمی شود.و این بازیگران برای این که در صحنه باشند به بازی در فیلم هایی که جایشان در ان ها نیست تن می دهند.نیکلاس کیج اصلا به درد بازی در فیلم های ماورایی و یا فیلم هایی نظیر گنجینه ی ملی نمیخورد و با بازی در این فیلم  ها نمیتواند دوباره خود را مطرح کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در کل این فیلم بهتر از چند فیلم اخیرش هست و شاید یه بار دیدنش بد نباشد(بر خلاف مرد حصیری .روح سوار. که حتی یک بار دیدنش هم زیاد هست) ولی کسی هم که ندیده چیزی را از دست نمیدهد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 12:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نبرد صخره ی سرخ 1 و 2(بازگشت جان وو)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG style=&quot;-MS-INTERPOLATION-MODE: nearest-neighbor; WIDTH: 520px; HEIGHT: 971px&quot; height=1024 src=&quot;http://www.bluespot.dk/wp-content/uploads/2009/01/red_cliff02.jpg&quot; width=1280&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;جان وو را باید یکی از کارگردان های مطرح سینما و خصوصا سینما ی شرق دانست. با این که خیلی ها اعتقاد دارند که بیشتر کارهای او جنبه های اکشن دارد ولی با این حال او سبک خودش را دارد.در فیلم هایش همیشه صحنه های خاص خودش را داردکه نشان از این دارد که این فیلم را جان وو ساخته است (از کبوترهای سفید تا موقعیت های مکزیکی در فیلم هاش تا غلو های اسطوره ای وار و....). در فیلم هایش همیشه یک نوع شاعرانگی هست و میتوان اکشن های جان وو را اکشن های شاعرانه ی سینما دانست. هست.غلو هایی که در فیلم هایش می بینیم ما را یاد شعرهای اسطوره ای می اندازد و با این که کمی از واقعیت دور است ولی به خاطر این که غیر ممکن هم نمیباشد(افسانه هم نیست) برایمان زیباست است.در اکشن هایی که او ساخت خبری زیادی از جلوه های کامپیوتری نیست (تغییر چهره و ماموریت غیر ممکن دو  و قاتل و...) و با بدل کاری های زیاد هیجان را در فیلم هایش بالا نگه می دارد. او توانست در ده هی 80 در اسیا اکشن های قابل توجه ای بسازد و بازیگری نظیر چون یون فت را مطرح کند و در دهی 90 هم در امریکا  فیلم های اکشن موفق ای را ساخت.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; جان وو پس از مدت ها دوباره به کشورش باز میگردد و دو تا از مهم ترین فیلم های زندگی اش را می سازد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خیلی ها معتقد بودن او فیلم هنری بزرگی نساخته است و فقط کارگردانی است که کارهای اکشن می سازد ولی جان وو با این دو فیلم اخرش ثابت کرد که کارگردانی واقعا  بزرگ است و کارش را خیلی خوب بلد است بر خلاف همتای دیگرش انگ لی که واقعا در سطح به مراتب خیلی پایین است (و معلوم نیست چرا اصلا اسکار گرفته است) و در نظر خیلی ها بزرگ می اید.                                                                           &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دو فیلم نبرد صخره ی سرخ بهترین کارهای جان وو در کارنامه اش هستند و همچنین این دو فیلم  را باید دو تا از بزرگ ترین فیلم های کشور چین و اسیا دانست.این دو فیلم هم از نظر ساخت و هم از نظر ورایت بسیار عالی است.معمولا در این نوع فیلم ها شخصیت ها زیاد در فیلم ها نقشی ندارند ولی در این دو فیلم بر خلاف این دست فیلم ها شخصیت ها خودشان را معرفی می کنند وببینده می تواند با شخصیت ها هم همذات پنداری کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; نکته ی مهم دیگر دراین دو فیلم بر خلاف خیلی فیلم های تاریخی که معمولا قهرمان هایی با ویژگی های افسانه ای باعث پیروزی می شوند در این جا پیروزی از طریق علم و فن و تلاش و پشتکار به دست میاید.قهرمان های این فیلم ادم های هوشمند و بزرگی هستند که قدرت فکرشان هست که ان ها را به جلو میبرد نه فقط مهارت های رزمی.در یکی از صحنه ای زیبا در فیلم ژنرال در جلوی سربازانش از پیرمردی روستایی به خاطر کاری که سربازانش کردند معذرت خواهی میکند و یا در صحنه های نبرد اخر فیلم افسری برای نجات جان سربازی که در حال مرگ هست جانش را از دست میدهد حاکی از این است که این افراد بزرگ به واقع روح بزرگی دارند و همان طور که سربازان در اختیار ان ها هستند ان ها هم در خدمت سربازانشان هستند و این رابطه ای متقابل هست و همین رابطه باعث پیوند عمیق می شود که باعث می شود همه از جان و دل مبارزه کنند و این نکته در این دو فیلم خیلی به معرض نمایش گذاشته شده است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; .از نکات دیگر نقشی که زن ها در این فیلم نیز داشتند بسیار جالب بود.در این فیلم دو زن قهرمان فیلم نیز درست مثل مردان شجاع و از هوش بالا برخوردارند و مثل خیلی از فیلم ها که نقش زنان نهایت به زنانی که مهرت های رزمی بالا دارند ختم میشود در این جا  به هوش زن ها نیز بها داده شده و تاثیر ان ها بسار حیاتی بود و ان ها نیز از فکر و قدرتشان کاملا استفاده میکنند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; می توان گفت صحنه های نبرد در فیلم چیزی کم از افتتاحیه و اختتامیه المپیک نداشت و نشان داد که این طور صحنه ها فقط از دست چینی ها بر میاید.جان وو به خوبی تمام بازیگران و سیاهی لشکرهای بی شمار فیلم را کنترل میکند که همین نشان از توانایی بالای او در کارش هست.علاوه بر این جان وو به خوبی خیلی از سنت های چینی را نیز در این فیلم به نمایش میگذارد و در نشان دادن کشورش به دنیا نیز موفق است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم های نبرد صخره ی سرخ دو فیلم واقعا پر ارزش و معنا داری هستند .فیلم علاوه بردارا بودن صحنه های ی جنگی زیباو دیدنی پر از دیالوگ های شنیدنی هم هست.این دو فیلم به مراتب قوی تر فیلم های معروف ای همچون( قهرمان از ژانگ ییمو) و( ببر خیزان اژداهای پنهان از انگ لی )هستند .و به مرور زمان ارزش های این دو فیلم بیشتر شناخته خواهد شد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;جان وو در این دو فیلم هم که کاملا متفاوت با فیلم های دیگرش هست امضای خودش را به معرض نمایش میگذارد.کبوتر سفیدش و در صحنه ی نبرد اخر فیلم که یاد صحنه ی کلیسا در فیلم تغییر چهره میافتیم و از این دست صحنه ها تو فیلم های جان وو همیشه هست. و فقط اینجا به جای تفنگ شمشیر هست و بسیار هم زیبا کارگردانی شده&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 336px; HEIGHT: 451px&quot; height=449 src=&quot;http://www.celebritiesfans.com/Pic/johnwoo.jpg&quot; width=364&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 10:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد فیلم والکیری(Valkyrie)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0000ff&quot; color=#00ffff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نام فیلم:والکیری&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;کارگردان:برایان سینگر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;فیلمنامه:کریستوفر مکورای.ناتان الکساندر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بازیگران:تام کروز.کنت برانا.بیلی نیگی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mroozi.com/wp-content/uploads/2009/01/valkiry.jpg&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;فیلمری اخرین ساخته ی برایان  سینگر را باید جزو یکی باید جزو یکی از بهترین کارهای او دانست.برایان سینگر موفق شده فیلمی به شدت جذاب و دیدنی را از روی یک حادثه ی واقعی(تلاش برای کشتن هیتلر توسط چند تن از سردارانش) این قدر زیبا بسازد که با وجود این که بارها این داستان به صورت فیلم های مستند و ...نقل شده باز هم این فیلم جذاب و دیدنی از کار درامده است.فیلم دارای ضرباهنگ بسیار بالا و خوبی هست به طوری که ببینده کاملا درگیر فیلم میکند و پای فیلم مینشاند.برایان سینگر در فیلم فضای نظامی و سرد زیبایی ایجاد کرده مثل صحنه ی ملاقات فن اشتافن برگ با هیتلر در ویلای هیتلر که ترس روبرو شدن او با هیتلر واقعا به ادم منتقل میشود و.نکته ی جالب دیگر در فیلم نشان دادن شخصیت هیتلر است که او را کاملا پر ابهت و قوی نشان داده است در فیلم سه چهار باری بیشتری او را نشان نمی دهد و لی سایه حاکم هیتلر را در همه جا حس میشود.از دیگر نکات قوت فیلم صحنه های مربوط به کودتا بود که خیلی زیبا و هیجان انگیز به تصویر کشیده شده بود انگار که ادم مشغول دیدن یک فیلم اکشن هست.معمولا خیلی از فیلم ها که از روی داستان های واقعی هستند ساخت قوی پیدا نمیکنند و بیننده در وسط فیلم خسته نمیشود ولی این فیلم از اول به سمت اوج و هیجان حرکت میکرد و در اخر هم در اوج وبا دیالوگی زیبا تمام شد.نکته ی دیگر در این فیلم بر خلاف خیلی از فیلم ها که در مورد جنگ جهانی دوم هستند و همیشه المان ها را بد نشان می دادنند و یا المانی های مخالف را طرفداران متفقین نشان می دادنند این جا هر گروه وطن پرست بودن و فیلم واقع گرایانه تر نسبت به خیلی از این دست فیلم ها هست.گروهی که می خوهاند هیتلر را ترور کنند به خاطر حفظ کشورشان هست نه به خاطر دوست داشتن متفقین. انها میدانند که به زودی المان اگر جنگ را ادامه دهد شکست خواهد خورد و افراد وفادار به هیتلر نیز عاشق کشورشون هستند و برای همین میخواهند در جنگ پیروز شوند و المان را فاتح ای بزرگ کنند.از دیگر برگ های برنده فیلم استفاده از بازیگران قوی است.تمام بازیگر های فیلم به زیبایی ایفای نقش میکردند به طوری ببینده اصلا احساس نمی بکند کسی در فیلم بازی میکند وانگار همه های ان ها که در فیلم هستند خود افسران المانی هستند.و جالب این که با این که خیلی ها معتقد بودن تام کروز نمیتواند در نقش این قهرمان المانی بازی کند این بازیگر یکی از بهترین نقش های عمرش را بازی کرد و بازی او در این فیلم دسته کمی از بازی اش در فیلم متولد چهارم ژولای و اخرین سامورائی نداشت.بازی صورت تام کروز(خصوصا بازی چهره ی او) بسیار زیبا بود.تام کروز را می توانست یکی از کاندید های اسکار به خاطر این نقش دانست.فیلمبرداری و همچنین طراحی صحنه و لباس نیز در این فیلم بسیار خوب بود که توانسته بود به بالا بردن سطح فیلم کمک بسیاری کند.والکیری یکی از بهترین فیلم های سال 2008 هست سالی که فیلم های بزرگ بسیاری اکران شدند که به نظر من بهترین سال سینمایی در هزاره سوم است این فیلم میتوانست خیلی در اسکار بدرخشد ولی این هم مثل فیلم های بزرگ دیگر از چشم داوران دور ماند ولی این چیزی از ارزش های فیلم کم نمیکند و به زودی این فیلم جایگاه خود را در عالم سینما پیدا خواهد کرد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Apr 2009 18:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقد فیلم قصه های شبانه(Bedtime Stories)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>

&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;نام فیلم:قصه های شبانه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;کارگردان:ادام شانکمن&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;فیلمنامه:مت لپز و تیم هرلی&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot;&gt;بازیگران:ادام سندلز.کری راسل.گای پیرس&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;javascript:void(0);&quot; title=&quot;Click to zoom out.&quot; id=&quot;zoomedLink&quot; class=&quot;menuTrigger hover&quot;&gt;&lt;img galleryimg=&quot;no&quot; src=&quot;http://i378.photobucket.com/albums/oo224/trailermovieblog/bedtime-stories-french-poster.jpg?t=1239477455&quot; alt=&quot;bedtime-stories-french-poster.jpg image by trailermovieblog&quot; id=&quot;fullImage&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;javascript:void(0);&quot; title=&quot;Click to zoom out.&quot; id=&quot;zoomedLink&quot; class=&quot;menuTrigger hover&quot;&gt; &lt;/a&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;فیلم قصه های شبانه ساخته ی ادام شانکمن
است.در این فیلم این کارگردان با ادام سندلر یکی از کمدین های معروف همکاری
میکند.نکته&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ی جالب در این فیلم این است که
خود داستان هم مثل یک قصه هست و در فیلم واقعیت و قصه ها با هم در امیخته میشود
.این فیلم می تواند هم مخاطب &lt;span&gt; &lt;/span&gt;کودک و هم
بزرگسال داشته باشد.فضایی که شانکمن در فیلم ایجاد کرده یک فضای فانتزی با چاشنی
طنز هست.&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;فیلم نشان میدهد که دنیای معصومانه
ی کودکان چه قدر بزرگ هست و چه قدر میتواند در زندگی واقعی اثر گذارد و تخیلات هم
یک به نوعی بر گرفته از واقعیت هستند و یا بالعکس.در فیلم دیالوگی زیبایی قرار
داشت که در ان پدر اسکیتر برانسون(&lt;span&gt;    &lt;/span&gt;ادام
سندلز&lt;span&gt;   &lt;/span&gt;)به او میگوید:کسانی زندگی بهتری
دارند که تخیلات بهتری دارند.این دیالوگ در واقع هدف اصلی فیلم هست که در اخر هم
نشان میدهد که هر چه قدر تخیلات بزرگ تر و باز تر و شیرین تر باشند همان طور زندگی
برای همه بزرگ تر و شیرن تر میشود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;ادام شانکمن در ساخت این فیلم موفق بوده و توانسته
اون چیزی که میخواسته رو به تصویر بکشد و یک فیلم خانوادگی خوب را به وجود اورده
که همه ی اعضای خانواده از ان لذت ببرند.ادام سندلر هم نسبت به این چند فیلم اخرش
بهتر بود(البته به خاطر بهتر بودن فیلم نسبت به کارهای ضعیف قبلیش مثل زهان) و بقیه
بازیگر ها هم خوب بودن.و این فیلمی هست که حداقل به یک بار دیدنش میارزد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 11 Apr 2009 20:18:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدی بر فیلم ان ها را بکش(killshot)</title>
<link>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>

&lt;p style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;نام فیلم :ان ها را بکش&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;فیلنامه:حسین امینی(بر مبنای رمانی از المر لئونارد)&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;کارگردان:جان مدن&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;color: rgb(0, 255, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;strong&gt;بازیگران:میکی رورک.توماس جین.دایان لین&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;http://www.ctv.sg/html_reviews/killshot.jpg&quot; src=&quot;http://www.ctv.sg/html_reviews/killshot.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;فیلم سینمایی ان ها را بکش ساخته ی جان
مدن  که از روی رمان المرلئونارد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ساخته شده است. و فیلنامه ی فیلم را حسین امینی نوشته است.داستان فیلم خیلی داستان ساده است و
میشود گفت که یک داستان تکراری نیز هست.چیزی که خیلی ها گمان میکردن این بود که
نوع روایت این داستان در این فیلم متفاوت باشد که این چنین نبود و حتی گاهی فیلم
کسل کننده هم به نظر میرسد.در واقع در این فیلم هیچ چیز برجسته ای نداشت همه چی در حد
متوسط بودن از کارگردانی تا بازیگری و..... . تنها می شود گفت تا حدودی بعضی جاها
میکی رورک خوب ظاهر شد(البته این را برای این که بتوان یک چیز خوب در فیلم پیدا
کرد ) و الا بقیه بازیگر ها هم در حد متوسط بودن .داستان فیلم نه دارای تعلیق هست
نه توانسته یک اکشن خوب را به تصویر بکشد و حتی در بعضی جاها غیر منطقی هم به نظر
میرسید.جان مدن در کارنامه ی سینمایی خود فیلم های برهان و کاپیتان کورلی را نیز
در پرونده داشت که ان ها فیلم های متوسطی بودن و باید اعتراف کرد که بهترین فیلمش
همان شکسپیر عاشق است.و سه فیلمی که بعد این فیلم ساخت هیچ کدام موفقیت امیز
نبودن.و در اخر هم باید اعتراف کرد که این فیلم هیچ چیز خاصی برای دیدن ندارد و
اگر از واژه ی خنثی استفاده کنیم بهترین صفت را برای فیلم انتخاب کرده ایم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Fri, 10 Apr 2009 20:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinema-30nema-3000&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>cinema-30nema-3000</dc:creator>
<guid>http://cinema-30nema-3000.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
