تبليغاتX
سینما در 30نما
نقد فیلم های سینمایی
نام فیلم:اپالوسا

کارگردان:اد هریس

فیلمنامه:رابرت نت.اد هریس بر مبنای رمانی از رابرت پارکر

بازیگران:اد هریس.ویگوو  مورتنسن.جرمی ایرونز.رنه زلوگر

http://teddike.freeblog.hu/files/szeptember/appaloosa_poster_01.jpg
داستان فيلم در مورد دو تا دوست که 12 سالي هست با هم اشنا شدندو به جاهاي مختلف ميروند تا عدالت را بر قرار کنند و وارد شدن ان ها به شهر  اپالوساا  به قول اورت هيچ يکي از شخصيت هاي داستان اتفاقات غير قابل پيش بيني را براي ان ها به وجود مياورد.داستان فيلم مثل داستان بيشتر فيلم هاي وسترن سرراست به طور کلي داستان در فيلم هاي وسترن سر راست است و اين شخصيت ها هستند که داراي پيچيدگي هستند و ببينده بايد روي شخصيت ها تمرکز داشته باشند.در اين فيلم هم دو شخصيت فيلم هستند که داستان را جلو ميبرند .فيلم داراي ديالوگ هاي زيبا و بعضا طنز مثل خيلي از فيلم هاي وسترن هست.از نکات جالب در داستان در اخر فيلم است که اخر هم عدالت با يک کار غير قانوني اجرا شد(دوئل)و نشان داد در جايي که مجريان قانون به ان احترام نميگذارند فقط با بي قانوني هست که قانون اجرا ميشود.

ويرجيل کول:در فيلم اين شخصيت توسط اد هريس بازي ميشود.ويرجيل کول شخصي هست که فقط به کارش اهميت ميدهد او يک هفت تير کش سريع هست شخصي که به نظر ميرسد دچار احساسات نميشود ولي در فيلم او شيفته ي زني به نام اليسون(رنه زلوگر) ميشود و بر خلاف تصور حتي به خاطر او حاضر ميشود مجرم را که دستگير کرده ازاد کند.او بر خلاف ان چه در اول فيلم به نظر ميرسد زياد هم از اين ور و ان ور رفتن خوشش نمياد و دوست دارد که با يک زن خوب زندگي کند .او براي اولين بار که الي را در کافه ميبيند و با او صحبت ميکند در جايي به او ميگيد:شما که فاحشه نيستيد و الي پاسخ ميدهد نه و او پاسخ ميدهد:اين باعث دلگرمي است چون بيشترين زن هاي مجرد اين اطراف فاحشه هستند. اد هريس مثل هميشه خوب ضاهر شد و به خوبي از عهده ي اين نقش بر امد

اورت هيچ:اين نقش را ويگو مورتنسن بازي ميکند.اورت در ابتدا به نظر ميرسد شخصيت فرعي داستان هست ولي با گذشت فيلم کم کم شخصيت او رو ميشودو اين تا اخر ادامه پيدا ميکند.اورت داراي شخصيت بسيار جالبي است او کم حرف ميزند او هميشه و در همه شرايط به ويرجيل وفادار ميماند.او يک مرد فهميده هست.(هميشه ويرجيل در جاهايي که به دنبال لغت مناسب هست از او سوال ميکند).او تجربه ي زيادي دارد (در جايي که با سرخ پوست ها صلح ميکند) .او در جايي در فيلم با اين که الي به او اظهار علاقه ميکند به او ميگيد:تو با ويرجيل هستي و من هم با او هستم ما هردو با او هستيم نه با هم و از ان جا ميرود و به دوست خود خيانت نمي کند .از همين جا وجه اي از مردانگي او مشخص ميشود.او در اخر هم به خاطر دوست اش ويرجيل نشان اش را کنار ميگذارد و برگ را به دوئل دعوت ميکند و براي اولين بار در فيلم دست به هفت تير ميبرد و اين جاست که معلوم ميشود که او يک هفت تير کش بسيار فرض هستبر خلاف تصور ويرجيل.و بعد ازان هم از شهر خارج ميشود(با اين او هم به زني علاقه مند شده بود)  به سمت غروب افتاب حرکت ميکند درست مثل يک کابوي واقعي و بعد از 12 سال از ويرجيل جدا ميشود و به دنبال سرنوشت غير قابل پيش بيني اش ميرود.اورت:(اميدوارم با اين کاري که کردم فرصت يک زندگي مشترک رو به ويرجيل با الي داده باشم ). ويگو مورتنسن به زيبايي اين نقش را ايفا کرد و بدون شک بهترين بازيگر اين فيلم هست.اين نقش حتما جزو نقش افريني هاي خوب او خواهد بود.

اليسون:رنه زلوگر نقش اين شخصيت را بازي کرد .الي زني هست که  دوست دارد هميشه با قوي ترين مرد باشد چون او از بو پولي بي جايي و ..........ميترسد براي هيمن در جاهاي مختلف از فيلم به سمت مردهاي ديگر کشيده ميشود.

شخصينت منفي فيلم را هم جرمي ايرونز باز ميکند.اين شخصيت زياد در فيلم مطرح نيست ولي بااين حال جرمي ايرونز بازي خوبي را ارائه ميدهد.

اد هريس فيلم را به خوبي کارگرداني کرده است.در اين فيلم صحنه هاي هم وجود دارد که ادم را ياد وسترن هاي بزرگ قديم مياندازد.مثل صحنه ي پياده شدن اليسون از قطار(مثل صحنه ي پياده شدن کلوديا کاردينالي از قطار در فيلم روزي روزگاري در غرب شاهکار سرجيو لئونه ).اد هريس با ان پايان بندي در فيلم اش فيلم را درست مثل يک وسترن قديمي تمام کرد و کامل به قواعد ژانر وفادار ماند.اين فيلم توانست توجه منقدان را هم جلب کند.و اد هريس در کل کار قابل قبولي را ائه داد.همچنين  فيلم يک شخصيت جالب را به جا گذاشت و مثل خيلي از فيلم هاکه با نام ان هاادم ياد شخصيت خاصي از فيلم مي افتد با نام اپالوسا هم ادم ياد اورت هيچ مي افتد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 0:59  توسط بهروز رادمان |