![]() |
![]() |
|
| نقد فیلم های سینمایی |
|
نام فيلم :در بروژ
کارگردان:مارتين مک دوناگ فيلنامه :مارتين مک دوناگ بازيگران:براندون گليسون.کالين فارل.رالف فاينس. ![]() فيلم در بروژ دومين ساخته ي مک دوناگ کارگردان انگليسي که بيش از اين فيلم شش تيرانداز را ساخته بود. داستان فيلم در مورد دو تا گنگستر(ري و کي) با بازي فارل و گليسون هست که پس از انجام عملياتي رئيس ان ها ان دو را به بروژ ميفرستد و در ان جا حوادثي براي ان ها اتفاق رخ میدهد که متوجه ميشويم ري در حين انجام کارش باعث کشته شدن يک بچه شده و هري رئيس ان دو از کن ميخواهد که ري را بکشد. بايد اعتراف کرد که فيلنامه ي فيلم واقعا عالي است .مک دوناگ به خوبي توانسته کشمکش هايي نظير عذاب وجدان خيانت بخشش وفاداري و... را در قالب يک داستان گنگستري جا دهد.و اين رو واقعا ثابت ميکند براي نشان دادن اين خصوصيات باز هم همين ژانر گنگستري مناسب است.در فيلم ري دچار عذاب وجدان شديدي شده و هر کاري که ميخواهد بکند نميتواند از اين عذاب وجدان خلاص شود.ري از بروژ بدش ميايد و ميگه اين جا مثل جهنم است و يه جوري خودش رو در جهنمي گير افتاده ميبيند و اين همان اثر کاری است که مرتکب شده.ري درسته که هنوز تو دنيا است ولي همين جا هم براي او به جهنمي تبديل شده و حتي قصد ميکند خودش را بکشد که دريک صحنه ي واقعا زيبامصادف مصادف میشود با صحنه ای که کن میخواهد ری را بکشد و نه ری را تنها نميکشد بلکه نميگذارد ري خودش را هم بکشد.انگار که ري بايد زنده و عذاب بکشد . در يک جايي ديگر از فيلم هم این نمايانگر هست وقتي کن ري را سوار قطار ميکند و ري بالاخره دارد از بروژ خارج ميشود باز هم ري پاي يک اشتباه ديگرش را ميخورد او که در روزهاي اولش در بروژ با يک کانادايي درگيري پيدا کرده بود حالا همون فرد از او شکايت کرده و در قطار ري را بازداشت میکنند و دوباره به بروژ که در نظر ري جهنم هست برش ميگردانند.ري از کار خود پشيمان است ولي فيلم نشان ميدهد که گاهي پشيماني از گناه هم فايده اي ندارد و ادم بعضي وقت ها محکوم به عذاب است.شخصيت ري را به زيبايي هر چه تمام تر کالين فارل بازي کرد و باز هم قابليت هاي خودش را به نمايش گذاشت کن دوست ري شخصي است که فقط به فکر کارش است و وفادار به رئيس اش.کن ری را دوست دارد ولي وقتي ميفهمد که بايد ري را بکشد وظيفه را بر دوستش ترجيح ميدهد و بعدا که ري را نجات ميده به رئيس اش دروغ نميگويد و فقط ميگويد که ري ميتوان عوض شود و تا اخر هم روي حرفش ميماند و حتي جان خود را هم به خاطر ري از دست ميدهد رئيس هري (رالف فاينس) شخصيت رک و صريحي دارد و در جايي به کن ميگويد که اگه من يه بچه رو مي کشتم همون جا تفنگ را ميذاشتم تو دهنم و شليک ميکردم.و ری باید بمیرد.هري وقتي ميفهمد که کن ري را نکشته به خاطر حيثيت به بروژ مي رود تا کار را خودش را انجام دهد.ديالوگ هايي که بين کن و هري در فيلم رد و بدل ميشود واقعا فوق العاده هست و اين را ميرساند درست که اين دو ادم هاي درستي نيستن ولی جنس اين گنگستر ها با ادم کش هاي بي اعتقاد که فقط کشتن را بلدن فرق ميکند.اين ها داراي اعتقادي براي خود هستن مثل وفاداري (کن در بالاي برج به هري ميگويد که نميتوانم تو رو بکشم چون به هري مديون هست) و همچنين تا اخرين لحظه به ري کمک ميکند.حيثيت که هري فقط به خاطر حيثيت است که خودش به بروز ميايد تا کار را تمام کندوسر حرف خود بودن که در داخل هتل وقتي ري و هري با هم قرار ميذارن که هري بره بيرون هتل و ري هم از پنجره خودش را بيرون بندازه تا به کارمند هتل که باردار است اسيبي نرسد و هر دو سر حرف خود مي ايستند.و در اخر هم وقتي هري باعث کشته شدن يک ادم قد کوتاه ميشود سر حرف خود مي ايستد و تفنگش را در دهان خود ميگذارد و شليک ميکند. نکته جالب دیگر در فیلم اين هست که ما هر کاري تو زندگي بکنيم حتما نتيجه اش رو ميبينيم.مثلا ري در جايي از فيلم کل پس اندازش رو به زن هتل دار ميدهد و با اين که زن هتل دار بعدا پول ها را به کن پس ميدهد ولي همين محبت ري باعث بشود که زن هتل دار جلوي هري بايستد و با اين که ميدونست هري مسلح هست نذاشت هري به اتاق ري رود. کارگرداني فيلم خيلي خوب بود.مک دوناگ خيلي قشنگ توانسته ته زمينه ي طنز را در فيلم چاشني کند و فيلم را خيلي خوب روايت کرده.فيلمبرداري فيلم هم واقعا عالي هست و تصاوير بسيار زيباي از بروژ نشان ميدهد که واقعا حس يک شهر افسانه اي را به بيننده منتقل ميکند و ادم واقعا هوس ميکند يه سفر به اون جا برود و البته موسيقي فوق العاده فيلم که حس و حال عجيبي به بيننده منتقل ميکرد. موسيقي در اين فيلم واقعا نقشي اساسي ايفا ميکند که به زيبا کردن فيلم کمکي بزرگ کرده است از صحنه هاي زيبايي فيلم هم ميتوان به صحنه هاي اخر فيلم که برف ارام ارام مي باريد و چراغ ها در شهر روشن شدن و زيبايي خاصي به شهر بخشيدن وبه همراه موسيقي زيبا بروژ به يه جاي واقعا رمانتيک تبديل شده و در اين حين هري و ري در حال تيراندازي و تعقيب گريز هستن که مي توان اين را برداشت کرد که وقتي گناهان يقه ي انسان را بگيريند همه جا جهنم ميشود حتي بروژ زيباي افسانه اي. این فیلم جزو بهترین فیلم ها در ژانر خودش هست و قطعا جزو بهترین فیلم های امسال هم خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 1:49 توسط بهروز رادمان |
|
|
نام فیلم :راننده جهنم
کارگردان:لری بیشاپ فیلنامه:لری بیشاپ بازیگران:لری بیشاپ.مایکل مدسن.دنیس هاپر ![]() فیلم راننده جهنم ساخته ی لری بیشاب است.لری بیشاب شاید معروف ترین کارش همون حضور کوتاه در فیلم کیل بیل تارانتینو باشد.بیشاب بیش از این هم یک فیلم در سال 1996 هم یه فیلم ساخته بود که اون فیلم هم مثل این واقعا مزخرف بود.درسته مدیر اجرایی فیلم شخصی با استعداد به نام تارانتینو بوده ولی این فیلم فرسنگ ها با فیلم های تارانتینو فاصله دارد.لری بیشاب خواسته یک فیلم وسترن جاده ای با حال و هوایی مثل فیلم های تارانتینو بسازد ولی نتیجه کاملا مایوس کننده از کار درامده.ساختن فیلمی با حال و هوایه فیلم های تارانتینو نیاز به درک ذهنی از این نوع فیلم ساختن مثل تارانتینو دارد که بیشاپ کاملا از فضای ذهنی تارانتینو دور است.فیلم راننده جهنم مجموعه ای ازصحنه ها است که به هم متصل شده اند و گاهی هم ارتباط بین صحنه ها به صفر میرسد.کارگردانی فیلم ضعیف فیلنامه فوق العاده ضعیف باعث شده این فیلم به یکی از مزخرف ترین فیلم های 2008 تا الان تبدیل شود.و باز هم این را اثبات کند که لری بیشاپ استعداد فیلم سازی ندارد.این قدر فیلم ضعیف است که حرفی برای گفتن به جز این که اصلا این فیلم را نگاه کنید نمیگذارد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 0:33 توسط بهروز رادمان |
|
|
نام فیلم :راننده ی مسابقه
کارگردان:برادران واچوفسکی فیلنامه:برادران واچوفسکی بازیگران:امیل هریش.سوزان ساراندون.جان گودمن.کریستینا ریچی.اسکات پرتر.متیو فاکس ![]() ![]() فیلم راننده ی مسابقه ساخته ی برادران واچوفسکی است.که پیش از این سه گانه ی ماتریکس رو ساخته بودند و تهیه کنندگی فیلم انتقام جویی را بر عهده داشتند.این بار برادران واچوفسکی با یک چرخش خواستند فیلمی برای تمام اعضای خانواده بسازند.یک انیمشن فانتزی که از روی یک کارتون ژاپنی برداشت شده.برادران واچوفسکی به گفته ی خودشان عاشق کارتون های ژاپنی هستن و این در ماتریکس ها کاملا مشهود بود(نوع طراحی لباس ها از روی چند تا انیمیشن ژاپنی هست).تصمیم گرفتند از روی یک سریال ژاپنی به همین نام یه فیلم انیمیشن بسازند.(در فیلم از بازیگر های واقعی استفاده شده ولی بقیه فیلم انیمیشن هست.) داستان فیلم در مورد پسری به نام راننده ی مسابقه هست که در یک خانواده ی عاشق مسابقات رانندگی هست.طرح فیلم برای یک فیلم شدن خیلی خوب بوده ولی خیلی خوب روی داستان کار نشده.به نظر برادران واچوفسکی سریع فیلنامه رو نوشتند و یا این که اگر بیشتر روی فیلنامه کار میکردند داستان به مراتب خیلی جذاب تر میشد .ولی در ساخت فیلم برادران واچوفسکی چیزی کم نذاشتند و فیلم در صحنه های اکشن کاملا موفق هست و توانسته هیجان را به فیلم تزریق کند.البته قبلا واچوفسکی ها امتحان خود در خلق صحنه های اکشن پس داده بودند در سه گانه ی ماتریکس خصوصا ماتریکس 2 در صحنه ی تعقیب و گریز در اتوبان که منتقدین این قسمت از فیلم رو به عنوان بهترین صحنه های اکشن تاریخ سینما برگزیدند. فیلم راننده ی مسابقه از لحاظ انیمیشن هم کاملا توانسته صحنه ای گرافیکی زیبایی خلق کند.ولی حالا چرا این چرا فیلم زیاد تحویل گرفته نشد و زیاد هم فروش نکرد؟ به نظر به این خاطر بوده که برادران واچوسفکی میخواستند فیلمی بسازند که در عینی که برای بچه ها جذاب باشه برای بزرگ تر ها هم جذاب باشه. برا همین فیلم تو یه بلا تکلیفی گیر کرده بود.شاید اگر واچوسفکی ها این فیلم را مختص برای بزرگسالان می ساختند یا این که کلا یک انیمیشن کودکانه می ساختند خیلی موفق تر بودند.داستان فیلم بیشتر به درد بزرگ ترها میخورد ولی برادران واچوفسکی با اوردن یک پسر کوچک خواستند این فیلم را برای بچه ها جذاب کنند که این کار زیاد موفق از اب در نیومده. ولی به طور کلی این فیلم می تواند یک فیلم سرگرم کننده ی خوب باشدو صحنه های دیدنی هم بسیار دارد.خصوصا صحنه ی مسابقه ی اول اسپید ریسر که در عین مسابقه مدام برادر بزرگ ترش را رکس ریسر را به یاد میاورد به زیبایی ساخته شدند.این فیلم حتما ارزش یک بار دیدن را دارد چون در نوع خود منحصر به فرد است.دیدن ادغام شدن بازیگرهای زنده در صحنه های انیمیشن برای خیلی ها میتواند جذاب باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:6 توسط بهروز رادمان |
|
|
نام فیلم :نوار را به عقب برگردان
کارگردان:میشل گندری فیلنامه:میشل گندری بازیگران:جک بلک.مس داف.دنی گلاور
فیلم نوار را به عقب برگردان ساخته ی میشل گندری کارگردان خوش ذوق سینمااست.میشل گندری پیش از این نیز فیلم جالب درخشش ابدی یک ذهن پاک رو ساخته بود .فیلم نوار رو به عقب برگردان در مورد یک مغازه کرایه ی فیلم است که پیرمردی(دنی گلاور) ان را اداره میکند و برای مدتی او را به کسی که بزرگش کرده مایک (مس داف)می سپارد.با اتفاق خاصی که برای دوست مایک جری (جک بلک)میافتد باعث میشود تمام فیلم های مغازه پاک شود و این دو دوست برای این که بتوانند جواب مشتری ها رو بدهند اقدام به ساخت فیلم های مغازه کرده و یک سری از فیلم های مشهور را نظیر شکارچیان روح . مردان سیاهپوش و......... باز سازی میکنند........و جالب این که مردم هم از ان ها خوشش می اید و برای کرایه گرفتن ان ها صف میکشند. این فیلم دارای حرف بسیار قشنگی است و ان هم صداقت در کار است.میشل گندری به ما نشان میدهد که اگر شما در کار خود صادق باشید و از روی دل کار کنید حتما این کار بر دل همه می نشیند درست است که باز سازی های این دو دوست واقعا خنده دار و مسخره است ولی چون یک سادگی به همراه دارد همه را به خود جلب میکند تا انجا که کمپانی های بزرگ فیلمسازی را وادار میکند جلوی ان ها را بگیرند.این فیلم را می توان یه جور ستایش از عشق به سینمای به قولی بدون دوز و کلک دانست سینمایی که قصد ندارد مردم را گول بزند سینمایی که نمیخواهد چیزی را تبلیغ کند و........به طور کلی سینمایی که فقط برای دل مردم است.همان طور که میشل گندری در فیلم قبلی خود نشان داد که حتی اگر همه ی ذهن را بشود خالی کرد ولی عشق را نمیتوان از ذهن پاک کرد این جا هم نشان میدهد که تنها فیلم هایی در ذهن مردم باقی خواهند ماند که با عشق ساخته شوند .واگر حتی فیلمی بزرگ و عظیم بسازیم و کلی هم هزینه برای ساخت ان کنیم ولی اثری از عشق به سینما در ان نباشد این فیلم به زودی از ذهن همه پاک خواهد شد. فیلم نوار را به عقب برگردان واقعا فیلم زیبا و با حال و هوای خاص که توانسته داستان خوب و سراستی رو نشان دهد.وبازی هم در فیلم روان و قشنگ هست.و میتوان گفت یکی از فیلم های زیبای سال ۲۰۰۸ تاکنون بوده است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 3:40 توسط بهروز رادمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
نقد فیلم های بزرگ جهان نقد فیلم های روز جهان اخبار سینما |
|
RSS
|